
جدایی


از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ
گریه کردم و نوشتم نازینم یا تو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم
من که تو بن بست غربت
زخمی از آوار پاییز
فکر چشمای تو بودم
با دلی از گریه لبریز
شب عاشقونه ی من که حروم شد
مهلتی بودن با تو که تموم شد
ندونستم باید از تو می گذشتم
وقتی از غربت چشمات می نوشتم
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم
از جداشدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ
گریه کردم و نوشتم نازینم یا تو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

همدم


کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه،
خودت میدونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه،
کنارم هستی و از هم بهونه هامو میگیرم،
میگم:وای چقدر سرده میام دستاتو میگیرم،
یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم،
از اینجا تا دم دربرهم بری دلشوره میگیرم،
فقط تو فکر این عشقم تو فکر بودن با هم،
محله پیش من باشی برم سرگرم کاری شم،
میدونم که یه وقت هایی دلت میگیره از کارم،
روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوست دارم،
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری،
تو هم از بس منو میخوای یه جورای خودآزاری،
کنارم هستی و انگار همین نزدیکیاست دریا،
مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا،
قشنگه ردپای عشق میاد زیر چتر برف،
اگه حاله منو داری می فهمی یعنی چی این حرف،
میدونم که یه وقت های دلت میگیره از کارم،
روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوست دارم،
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری،
تو هم از بس منو میخوای یه جورای خودآزاری،