اون عزیزم بود.....شهر عشقی توپ
تقدیم به همه اونایی که منتظر کسی هستن
...........................................
یکی هست تو قلبم که هر شب واسه اون می نویسم و اون خوابه
نمی خوام
بدونه واسه اونه که قلبم اینهمه بی تاب
یه کاغذ
یه خودکار
دوباره شده همدم این دل دیونه
یه نامه
که خیسه
پر از اشکه و کسی که اونو نمی خونه
یه روزی همین جا توی اتاقم
یه دفعه وقت داره میره
چیزی نگفتم
آخه نخواستم دلشو غصه بگیره
گریه می کردم
درو که می بست
می دونستم که میمیرم
اون عزیزم بود
نمی تونستم جلوی راهشو بگیرم
می ترسم یه روزی برسه
اونو نبینم و بمیرم تنها
خدایا کمک کن
نمیخوام بدونه دارم جون می کنم اینجا
سکوت اتاقها
داره میشکنه تیک تاک ساعت روی دیوار
دوباره نمی خواد بشه باورمن
که دیگه نمیاد انگار....
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۵۱ ب.ظ توسط بهزاد شعبانی
|
یاد دارم در غروبی سرد سرد