چندتا حرف خودمونی
مبل سر نيشته ، كتين سرهنشتنه ياد نكن
رو مبل میشینی نشتن روی کنده چوب فراموش نکن
سرمايه دار بیی ، شه فقيري ره ياد نكن
سرمایه دار شدی فقیری خودت فراموش نکن
زبون خارجي ره ياد بيتی ، مازندراني ره ياد نكن
زبون خارجی یاد گرفتی زبون مادرتی فراموش نکن
چهار نفر رييس بیی ، شه گته كجيكي ره ياد نكن
رییس چهار نفر شدی خل بازی های گذشتت فراموش نکن
ته وضع خب بیه ارباب بیی ، شه رعيتي ره ياد نكن
وضعت خوب شد و ارباب شدی دوره رعیت بودنت فراموش نکن
ته كت و شلوار نو بیه ، شه احوال پرسي ره ياد نكن
کت و شلوارت نو شده احوال پرسی و فراموش نکن
وقته كه راحت قدم زنی ، شه لينگ تلي ره ياد نكن
وقتی راحت قدم میزنی خار زیر پات فراموش نکن
آلو طلايي ره خرنی ، ترش هلي ره ياد نكن
آلوچه شیرین میخوری خوردن آلو ترش فراموش نکن
+ نوشته شده در شنبه بیستم آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۵۵ ق.ظ توسط بهزاد شعبانی
|
یاد دارم در غروبی سرد سرد